من در این شب بی قراریبار سفر بسته اممی خواهم قدم به قدم با باد بوزمتا شاید دستم به آسمان برسدو از لابه لای ابرها بگذرمکه شاید فقط شاید در انتهای مهتابلحظه ای تو را ببینم---------------------------------------------------------------------------پ.ن : دریغا که هرگز نتوانم دیگر تو را ببینم .... شیما جان چهل روز از نبودنت گذشت ..... رفیق ، همکار دلم برات تنگ شده ..... روحت شاد ... یادت در قلبم ماندگاره
برچسب:
نویسنده: سارا رنجبر